خرید بک لینک
وای اگه کمون آرش بشکنه دست کینه

وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه

دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه

واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه

"معین"

برچسب: نویسنده: کامران صالحی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

من که مي دانم شبي ، عمرم به پايان مي رسد نوبت خاموشيِ من ، سهل و آسان مي رسد من که مي دانم که تا ، سرگرم بزم هستي ام مرگ ويرانگر چه بي رحم و شتابان مي رسد پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم ، پس چرا عاشق نباش

برچسب: نویسنده: کامران صالحی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

مگه تموم عمر چند تا بهاره

باقی مونده جز مختصری نیست

اینجور که گواهی میده قلبم

این شام سیه را سحری نیست

برچسب: نویسنده: کامران صالحی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای، بند نشد

لبِ تو میوه ممنوع، ولی لب هایم

هر چه از طعم لـبِ ســرخ تو دل کند نشد!

برچسب: نویسنده: کامران صالحی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

کوله بار آرزوهات روی دوشتتا کجاها رفتی با پای پیادهرفتی و به هرچی خواستی نرسیدیمتاسفم برات ای دل سادهدل به هركی دادی از سادگی دادیزندگیتو پای دلدادگی دادیهرجا كه دیدی چراغی پر فروغهتا بهش رسیدی فهمیدی

برچسب: نویسنده: کامران صالحی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

تا گل آلودم ماهیتو بگیر بیا این آلوده ماهی رو ببین که چه جوری جا گذاشتیش رو زمینمن واسه تو قید دریا رو زدم به در و دیوار تُنگت میزدم تو بیابونه دلت نفس زدمدریا بغلم کن بغلم کن که شدم تنها بغلم کن بغل

برچسب: نویسنده: کامران صالحی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

یه جورایی دلم گیره یه جورایی حواسم نیست کلافم من یه وقتایی که عطرت تو لباسم نیست
تو دنیامی نمیذارم یه مو حتی ازت کم شه بمون پیشم نذار دنیام برای من جهنم شه

من یه دیوونم که باشی زنده می مونه عاشقی که چیزی از منطق نمیدونه
من یه دیوونم که وقتی میری آشوبه قلبش از بس با توئه بی تو نمی کوبه

من یه دیوونم که باشی زنده می مونه عاشقی که چیزی از منطق نمیدونه
من یه دیوونم که وقتی میری آشوبه قلبش از بس با توئه بی تو نمی کوبه

برچسب: نویسنده: کامران صالحی تاريخ: دوشنبه 18 آذر 1398 ساعت: 22:00

صفحه بندی